دیگه راه می ری عزیزم
سلام پسرم اميدورام هر لحظه ای که خاطراتت را می خوانی خوب و خوش باشی ديروز ١٧ بهمن سال ٩١دقيقا ١ سال و٢٧ روزت ديگه کاملاً را میری قربون قدمهات.ديگه به بابا خيلی وابسته شدی چون روزها من سر کار هستم ولی مدام زنگ می زنم خونه از تو می پرسم که علی چکار می کنه چی خورده زندگی الان اينطوری شده بايد هر دومون کار کنيم برای زندگی بهتر .برات آرزو می کنم که آينده درخشانی داشتی باشی اين عکست را خيلی دوست دارم گذاشتن تو صفحه اصلی فيس بوکم ...
نویسنده :
مامان علی
12:23





